الهی وربی من لی غیرک آخرین مطالب پیوندهای روزانه پیوندها لوگو آمار وبلاگ
بنام خدا تخصص پس از تعهد به تخصص می رسیم البته این دو لازم و ملزوم یکدیگرندو اساسا هر کدام بدون دیگری فاقد اعتبار می شود اما تخصص چیست ؟ خیلی ها در رشته هایی خاص تخصص دارند آیا هر کس درهر « مدیر موفق کسی است که کارکنانش او را نعمتی می دانند که باید به پیشگاه خداوند به پاس حضور سبزش شکر کنند و نه مصیبتی که باید صبر کنند تا روز رفتنش ! »
موضوع مطلب :
بنام خدا صفحات بعضی از روزنامه های هفته گذشته استان خودمان رو که مطالعه می کردم چشمم به جمله ای از مدیرکل ورزش و جوانان استان خورد که گفته بود از انتقاد سازنده استقبال می کند . آفرین به این شجاعت ، خیلی ها از انتقاد بیزارند و آن را دشمنی می دانند ، خیلی ها هم نسبت به آن بی توجهند واز کنار آن می گذرند اما ظاهرا ایشان از گروه سوم است یعنی آنان که عاقلند و انتقادها را برای خود یک فرصت می دانند تا مشکلات پیش رو را شناسایی و آنها را رفع نمایند . سیاست ما هم از درج بعضی از مطالب خصوصا در مباحث انتقادی کمک به سازندگی است . پس امیدوارم که ایشان منبعد به انتقادهای مندرج در این وبلاگ از دریچه مثبت نگریسته و برای حل مشکلات پیش رو نهایت سعی و تلاش خود را بنماید . انشاءالله
موضوع مطلب : بنام خدا آدرس غلط را خودمان دادیم پس دلیلی برای ناراحتی و تعجب نیست . شاید باور کردن آن خیلی برای ما فارسیها سخت باشد که علاوه بر مدیران ارشد استان مدیران سطوح میانی نیز از استانهای دیگر انتخاب شوند اما فعلا همینگونه ست . با خبر شدیم که ورزش استان نیز از این نعمت بی نصیب نمانده و روز گذشته یکی از خانه های سازمانی اداره کل ورزش و جوانان استان اقامتگاه نیرویی غیر بومی شده و قرار است این عزیز که پایتخت نشین هم بوده بزودی در ورزش استان مشغول به کار شود . البته این اتفاق اولین بار رخ نداده و برای آخرین بار هم نیست که رخ می دهد . تا ما فارسیها اینقدر به هم ارادت داریم باید شاهد این رفت و آمدها باشیم . منتظریم تا ببینیم آقای ... که روزی در یکی از شهرستانهای استان تهران خدمت می کرده است بر چه پستی تکیه می زند . جناب آقای استاندار فقط جهت اطلاع عرض کنم که استان فارس صدها نیرو ی توانمنددارد که در پایتخت و سایر استانهای کشور در حال خدمت به مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی می باشند آن هم در پستهای کلیدی و حساس کشور، صدها نیروی توانمند در بخشهای مختلف خصوصا ورزش نیز دارد که به دلایلی که خودتان بهتر می دانید در استان حضور داشته ولی مسولیتی نداشته و حسرت این روزها را می خورند ، روزهایی که با وجود توطئه های داخلی و خارجی علیه کشور ما خدمت در آن دست کمی از حضوردرجبهه های جنگ دوران دفاع مقدس ندارد . امیدواریم که تصمیمات حضرتعالی به نفع مردم و استان ولایتمدار فارس باشد و فارس را از مسیر توسعه و پیشرفت خارج نسازد که در غیر اینصورت همیشه در نزد فارسیها ..... خواهید ماند .
موضوع مطلب :
بنام خالق بی همتا از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم حتما شنیده اید که روز جمعه متعلق به آقا امام زمان ( عج ) است می دانید چرا ؟ 1- ولاد ت با سعادت 1-1- ولادت آن حضرت در این روز واقع شده است . 2- مقام مقدس امامت در روز جمعه به ایشان منتقل شده است. 3-ظهور آن جناب در این روز واقع خواهد شد.ان شاالله. 4-در این روز بر دشمنانش پیروز می گردد. 5-در این روز خداوند برای آن بزرگوار از مردم پیمان گرفته است. 6-دراین روز خداوند لقب قائم را به ایشان اختصاص داده است. پس بیایید با هم دراین روز برای تعجیل در فرجش دعا کنیم واز حق تعالی دیدار روی دلربایش را آرزو کنیم شاید که دعای ما گنهکاران در بارگاه رب العالمین اجابت شود.
موضوع مطلب :
بنام آنکه هستی از اوست امام حسین (ع ) : « با راستگویان بنشین تا نیازی به دروغگویان نداشته باشی » به راستی چقدر زمان برای این مسئله که دیگران در رابطه با شما چه فکر یا قضاوتی می کنند اختصاص می دهید ؟ شیخ ابو سعید یکی از مریدان خود را به نام خواجه حسن مودب که هنوز از خود خواهی چیزی در باطنش باقی مانده بود فرمود تا سبدی برداشته ، به بازار رود . هر شکنبه و جگربند که می یابد بخرد و در آن سبد نهاده ، در پشت خود گرفته و به خانقاه بیاید . خواجه حسن آن سبد بر دوش نهاده از اینکه می دید در انظار مردم جامه های گرانبهایش آلوده به خون و نجاست می شود از شرم خجالت می مرد و می رفت . چون نزد شیخ امد ، او را گفت : « به بازار برو و بپرس که آیا مردی را دیده اند که سبدی پر از شکنبه و جگربند بر دوش می کشید ؟ خواجه حسن به حکم و اشاره شیخ به بازار رفت و از محلی که سبد بر دوش گذاشته بود ، از یک یک دکانداران می پرسید و هیچ کسی نگفت من چنین کسی را دیده ام . چون نزد شیخ آمد ، شیخ گفت : ای حسن ! آن تویی که خود را می بینی ، و الا هیچ کس را پروای دیدن تو نیست . آن ذهن اغوا گر توست که تورا در چشم تو می آراید . او را قهر می باید کرد . بنابر این ای .... باران نباش تا با التماس به پنجره بکوبی تا نگاهت کنند ، ابر باش که با التماس نگاهت کنند تا بباری .
موضوع مطلب : |
||