الهی وربی من لی غیرک آخرین مطالب پیوندهای روزانه پیوندها لوگو آمار وبلاگ
بنام آنکه هستی از اوست امام حسین (ع ) : « با راستگویان بنشین تا نیازی به دروغگویان نداشته باشی » به راستی چقدر زمان برای این مسئله که دیگران در رابطه با شما چه فکر یا قضاوتی می کنند اختصاص می دهید ؟ شیخ ابو سعید یکی از مریدان خود را به نام خواجه حسن مودب که هنوز از خود خواهی چیزی در باطنش باقی مانده بود فرمود تا سبدی برداشته ، به بازار رود . هر شکنبه و جگربند که می یابد بخرد و در آن سبد نهاده ، در پشت خود گرفته و به خانقاه بیاید . خواجه حسن آن سبد بر دوش نهاده از اینکه می دید در انظار مردم جامه های گرانبهایش آلوده به خون و نجاست می شود از شرم خجالت می مرد و می رفت . چون نزد شیخ امد ، او را گفت : « به بازار برو و بپرس که آیا مردی را دیده اند که سبدی پر از شکنبه و جگربند بر دوش می کشید ؟ خواجه حسن به حکم و اشاره شیخ به بازار رفت و از محلی که سبد بر دوش گذاشته بود ، از یک یک دکانداران می پرسید و هیچ کسی نگفت من چنین کسی را دیده ام . چون نزد شیخ آمد ، شیخ گفت : ای حسن ! آن تویی که خود را می بینی ، و الا هیچ کس را پروای دیدن تو نیست . آن ذهن اغوا گر توست که تورا در چشم تو می آراید . او را قهر می باید کرد . بنابر این ای .... باران نباش تا با التماس به پنجره بکوبی تا نگاهت کنند ، ابر باش که با التماس نگاهت کنند تا بباری .
موضوع مطلب : |
||