بنام خدا
تخصص
پس از تعهد به تخصص می رسیم البته این دو لازم و ملزوم یکدیگرندو اساسا هر کدام بدون دیگری فاقد اعتبار می شود اما تخصص چیست ؟ خیلی ها در رشته هایی خاص تخصص دارند آیا هر کس درهر
زمینه ای تخصص لازم و کافی داشته باشد می تواند مدیر موفقی برای یک مجموعه کاری در همان رشته باشد ؟ قطعا پاسخ منفی است چرا که تخصص در کنار سایر شرایط می تواند به یک مدیر در اداره مجموعه تحت پوشش او کمک کند . با نیم نگاهی به سطوح بالایی مدیریت کشور مشاهده می کنید که 80% از آنها در مسولیتی که به عهده دارند تخصصی ندارند اما یک مدیر موفقند و تخصص دیگران در خدمت آنها و مجموعه تحت پوششان است . مدیریت در ورزش نیز همین گونه است با یک بررسی اجمالی متوجه خواهید شد مدیران موفقی در راس ورزش کشور بوده اند که خود تخصص ورزشی نداشته اند همانند دکتر صفایی فراهانی ریاست سالهای نه چندان دور فدراسیون فوتبال . این که عده ای ناخودآگاه دائما می گویند مدیر ورزشی می بایست از جنس ورزش باشد بدون در نظر گرفتن سایر ویژگیها تفکری غلط است و کمکی به سیستم نخواهد کرد . بله فردی همانند دکترسجادی که هم تخصص ورزشی دارد و هم دارای سوابق درخشان مدیریتی در بخشهای مختلف کشور می تواند گزینه ای مناسب برای مدیریت ورزش کشور باشد اما اگر ایشان فقط افتخارات ورزشی داشت آیا باز هم گزینه مناسبی برای این مسولیت بود؟ بنابراین تخصص شرط لازم است ولی برای مسولیت پذیری افراد شرط کافی نیست . مدیر موفق آن است که به زوایای تکنیکی کار آشنایی کامل داشته باشد (تخصص ) فرایند کار را با دقت تمام سازماندهی کند و اطلاعات کاملی از نمای کلی کار داشته باشد و همیشه سنجیده رفتار کند و یا به عبارت دیگر:
« مدیر موفق کسی است که کارکنانش او را نعمتی می دانند که باید به پیشگاه خداوند به پاس حضور سبزش شکر کنند و نه مصیبتی که باید صبر کنند تا روز رفتنش ! »
موضوع مطلب :