الهی وربی من لی غیرک
درباره وبلاگ


روزانه های یک مدیر ( حیدر علی کامیاب مدیر عامل شرکت F.S.P )
پیوند های متفرقه
لوگو
روزانه های یک مدیر ( حیدر علی کامیاب مدیر عامل شرکت F.S.P )
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 37
  • بازدید دیروز: 64
  • کل بازدیدها: 85157



     بنام خداوند جان و خرد

این روزها زندگی برای همه خیلی سخت شده ، هرکسی در زندگی گرفتاریهای خاص خودش را داره ، قدیما وقتی مشکل یا گرفتاری خاصی برای کسی یا گروهی پیدا می شد همه خصوصا بزرگترا سعی می کردند تا با کمک و همفکری اون معضل رو از پیش رو بردارند . این سنت حسنه ای است که دینمان به ما توصیه کرده است . اما امروز این موضوع رنگ و بوی دیگه ای گرفته و آدما ی این شهر سعی می کنند برای حل مشکلات خود راههای دیگه ای رو انتخاب کنند ، همین امر باعث شده تا آدمهای دورو بر ما در گروه های مختلفی قرار بگیرند شاید تعجب کنید اما بعضی ها :

انسانهایی متدین و متشخصند . سرشان به کار خودشان است و به خیرو شر دیگران کاری ندارند . به کسی تهمت و افترا نمی زنند و در صورت ضرورت به کمک دیگران می شتابند ، دل به دنیا نبسته و آخرت خود را به خاطر جذابیتهای آن به خطر نمی اندازند. همیشه متواضع ، فروتن و مردم دار هستند .

اما عده ای هستند که بخل و حسد آنها را کور کرده است ، توفیق دیگران را نمی توانند ببینند و سعی بر تخریب توفیقات دیگران دارند . همیشه مضطرب هستند و نا آرام ، مثل اینکه چیزی گم کرده اند . این آدما عمر کوتاهی دارند و بخل و حسد آخر اونا رو خونه نشین می کنه ، چهره ای پریشان و درهم دارند مثل دزدی که از دست پلیس فرار می کنه ، همیشه نظرشان تنگ است و خوشبختی دیگران مثل پتکی است که بر سر آنان کوبیده می شه . خسیس هستند واز اندوخته های خود نیز بهره ای نمی برند.  

اما گروهی دیگه دورو و نمام هستند دائم به فکر نفاق افکنی و سخن چینیند . از این کار لذت میبرند . آدمایی که در مقابل دیگران تا زانو خم می شن اما در غیاب اونا چه حرفها که نمی زنند . فاسقان از دست این گروه عاجزند اما دامنه فعالیت آنها به سایر مردم نیز می رسد . اعتقاداتی نداشته و از خدا بی خبرند و سعی می کنند با دروغگویی و جابجایی سخن ؛ خود را نزد دیگران عزیز و مطرح کنند . این جور آدما در زندگی خصوصی خود نیز دچار مشکلند و همیشه بدنبال رفع آنها ، اعتماد کردن به آنها گناهی است نا بخشودنی .

دسته ای هم هستند که منفعت طلبند و برای رسیدن به خواستهای خود در دنیا به هر کاری دست می زنند . انسانهایی خطرناک که ترسی از خدا نداشته و برای رسیدن به اهداف خود حاضرند دیگران را آماج تهمت ، افترا و ناسزا قرار دهند ، از مسولیتی که در اختیار دارند به عنوان ابزار استفاده کرده و آن را برای تخریب دیگران به کار می گیرند ، خود عددی نیستند و قدرت خود را از مسولیت در اختیار خود می گیرند . تعداد این جور آدما دردوروبرما کم نیست باید خیلی مراقب اونا بود ، برای این جور آدما دوستی و رفاقت معنا نداره و پول حرف اول و آخر را می زنه ، به سادگی می شه اونا رو خرید ، ثباتی ندارندو هر روز با یکی هستند . هرکجا که برایشان منفعتی داشته باشه .

گروهی هم هستند که خود بزرگ بین هستند خود را بزرگتر و کلانتر شهر می دانند ، فکر می کنند که حرف اول و آخر و باید اونا بزنند ، ظرفیت لازم را برای گرفتن مسولیت ندارند ، و چنانچه مسولیتی نیز بگیرند عمر آن پایدار نیست . به مشاوره و کمک دیگران اعتقادی نداشته و ندارند و تصمیمات را شخصا می گیرند انسانهای چاپلوس را دوست داشته و به نیروهای ضعیف روی می آورند . برای شخصیت دیگران احترامی قائل نمی شوند و همیشه خود را یک سرو گردن از دیگران بالاتر می دانند وبه دیگران اجازه اظهار نظر نمی دهند . این جور آدما در زندگی شخصی خود هم با این مشکل روبرو هستند و همیشه تنها و گوشه گیر می باشند و خود را از دیگران جدا می دانند به زندگی مجردی علاقه بیشتری داشته و اصولا با داشتن هرنوع شریکی مخالفند حتی در زندگی خصوصی خود .

راستی ما درکدام گروه قرار داریم ؟ اگه می شد روزی با یک بررسی اجمالی درصد حضور این آدما را در اجتماع  دور و بر خود در هر گروه تعیین کنیم ان وقت می دید که آدمایی از نوع اول متدین و متواضع چقدر بیشتر از دیگرانند اما حیف که همیشه اونا در حاشیه اند و روزگار همیشه بر وفق خواستهای همان گروهایی که درصد آنها خیلی کم است می چرخد . شاید همه تصورشان این باشه که درصد پایین خیلی از این گروهها همانند قطره ای در دریا ست وتاثیرگذارنمی با شد اما اینجور نیست متاسفانه همین تعداد قلیل نیز اونقدر چهره مشهودی دارند که تشخیص اونا از تشخیص رنگهای یک جعبه مداد رنگی راحت تره و تاثیر گذاریشون هم به همین نسبت بیشتر.

نکته مهم و قابل تامل دریک جامعه این است که با وجود این همه آدمای رنگ و وارنگ با ویژگیهای خاص منحصر به فرد ، مدیرارشد اون جامعه چگونه می تونند برای پیشرفت و توسعه حوزه فعالیت خود گامی بردارند . عملکرد و رفتار کلیه گروهها در جای خود خطرناک است حتی گروه اول ، چرا که وقتی انسانهای متدین خود را کنار کشیده و از ورود به میادین مختلف تمایلی ازخود نشان نمی دهند اظهار نظر نمی کنند و اعتقاد دارند که « صلاح مملکت خویش را خسروان دانند » راه برای ورو سایر آدما به عرصه های مختلف باز می کنند . که این خود خطرات زیادی را بدنبال داره  سایر گروهها هم که نیازی به گفتن نداره و خود بی زر زرند . شاید همین امر باعث شده که بعضی جوامع دائما در جا بزنند ، با مروری بر گذشته نه چندان دوربعضی از جوامع به راحتی می تونیم عواقب سوء  این رفتارها را ببینیم.

این بیماری لاعلاج زمانی حاد تر می شود که مدیر ارشد یک شهر یا استان غیر بومی نیز باشه ، از دست این رنگ و وارنگها کلافه می شه و تصمیم گیری برای او سخت ، در چنین شرایطی تشخیص حق از باطل خیلی سخت می شه و شاید همه تصمیمات عاقلانه اتخاذ نشه ، وقتی را که باید صرف سازندگی بشه بیشتر صرف گفت و شنودهای بی اساس میشه و تا چشم به هم بزنی باید مسولیت را به دیگری بسپاره و این میشه همان در جا زدن . با همه این تفاسیر فقط باید بگیم ( هرچه خیر پیش میاد ) البته این جمله در اتخاذ تصمیمات عاقلانه مصداق دارد و در چنین فضایی از سر رفع تکلیف بیان می شه .

امیدواریم هرکسی با سنجش اعمال خودش سعی و تلاش کنه تا رفتار بد گذشته را ترک و رفتارهای خوب و پسندیده که مورد تایید دین عزیزمان اسلام نیز می باشه رو تقویت کنند شاید بتونیم با این نیت به خودمان و مردم دوروبرمان خدماتی در خور شانشان ارائه دهیم  . انشا ءالله  




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
چهارشنبه 90 مهر 6 :: 5:45 عصر
حیدر علی کامیاب